دنیایی خیالی در اوایل قرن پانزدهم، زمانی که جنگ فرسایشی در جریان است.
درباره پانجی جمجمه (Panji Tengkorak)
پانجی جمجمه (Panji Tengkorak)
پانجی که برای انتقام از مرگ همسرش، روحش را به جادوی سیاه فروخته بود، قصد داشت زندگیاش را پایان دهد، اما متوجه شد که بدنش اکنون به زنجیر جادوی سیاه درآمده و روحش تحت کنترل است. پس از سرگردانی بیهدف، پانجی با یک جنگجوی پیر مواجه شد که از او کمک
خواست تا راهزنی را که میراث مقدسی را ربوده و گفته میشد قدرت جادوی سیاه را از بین میبرد، تعقیب کند. پانجی پیشنهاد او را پذیرفت و وارد جنگی طولانی میان دو پادشاهی شد و حقیقت تاریک گذشتهاش را کشف کرد.
tt24670146
نفرین پانجی
