زوهال صاحب فرزندى هست كه فقط مادرش در جريان ماجرا است و از پدرش مخفى كرده. پدرش، امين، كه يك روز زود از سركار به خونه مى آيد صحبت هاى دختر و همسرش را ميشنود و متوجه قضيه ميشود. اين حرفها امين را ديوا...